اطراف ما چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پیش از اینها حال دیگر داشتم هر چه می گفتند باور داشتم
تیرها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
دست ها را باز در شب های سرد ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خوابها می رسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده در نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به
در گفتم ولیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها ...